استعارههای هستیشناختی در شاهنامۀ فردوسی از دیدگاه زبانشناسی شناختی | ||
| پژوهشنامه نقد ادبی و بلاغت | ||
| مقاله 5، دوره 7، شماره 2 - شماره پیاپی 14، آبان 1397، صفحه 75-94 اصل مقاله (590.17 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jlcr.2018.68451 | ||
| نویسندگان | ||
| اشرف سراج1؛ بهروز محمودی بختیاری2 | ||
| 1دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه زبانشناسی همگانی علوم و تحقیقات تهران | ||
| 2دانشیار گروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| استعاره یکی از موضوعات مهم و اساسی در زبانشناسی شناختی است. در این رویکرد، استعاره فقط یکی از ابزارهای تخیل شاعرانه و ویژگی زبانی نیست، بلکه در زندگی روزمره و نیز در اندیشه و عمل ما جریان دارد. بر اساس دیدگاه لیکاف و جانسون (2003م.)، استعاره اساساً روشی است که از طریق آن مفهومسازی یک حوزه از تجربه در قالب حوزهای دیگر بیان میشود. حوزۀ مقصد معمولاً انتزاعیتر و حوزۀ مبدأ عینیتر و ملموستر است. آنها استعارههای مفهومی را به سه دستۀ هستیشناختی، ساختاری و جهتی تقسیم کردهاند. هدف این پژوهش، بررسی استعارههای هستیشناختی از نوع مادّی در شاهنامۀ فردوسی است. استعارههای پدیدهای یا مادّی از جمله استعارههایی هستند که بر اساس تجربۀ انسان از اشیای مادّی و فیزیکی شکل میگیرند. روش این پژوهش، توصیفیـ تحلیلی است. نگارندگان به دنبال این پرسش که استعارههای هستیشناختی از نوع مادّی در شاهنامه چگونه بهکار رفتهاست و چه مفاهیمی از طریق این استعاره ملموس شدهاند، حدود 3800 بیت از شاهنامۀ فردوسی را بررسی کردهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که فردوسی بسیاری از مفاهیم انتزاعی را از طریق اشیای مادّی ملموس کردهاست. این مفاهیم، حوزههای مقصدی هستند که با حوزۀ مبداء شیء مفهومسازی شدهاند. استعارههای هستیشناختی پربسامدترین نوع استعارۀ مفهومی در شاهنامه است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| زبانشناسی شناختی؛ معنیشناسی شناختی؛ استعارۀ مفهومی؛ استعارۀ هستیشناختی؛ استعارۀ مادّی؛ ادبیات فارسی؛ شاهنامۀ فردوسی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,850 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,083 |
||