بازنمایی واقعیت در سلجوقنامۀ ظهیرالدّین نیشابوری: از داستانپردازی تا گفتمانسازی | ||
| پژوهشنامه نقد ادبی و بلاغت | ||
| مقاله 14، دوره 8، شماره 1 - شماره پیاپی 15، اردیبهشت 1398، صفحه 255-274 اصل مقاله (351.12 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jlcr.2019.71480 | ||
| نویسندگان | ||
| شیرزاد نعیمی1؛ پارسا یعقوبی جنبه سرایی2 | ||
| 1دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان | ||
| 2دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان | ||
| چکیده | ||
| بسیاری از راویان تاریخهای کلاسیک فارسی سعی میکنند به صورت خودافشایی یا غیرمستقیم، عینیتگرایی یا بیطرفی خود را با مخاطب در میان بگذارند؛ از میان این مورخان، «مؤلفـ راویِ» سلجوقنامه با وجود سالها خدمت در دربار و معلمی دو تن از شاهان سلجوقی، آشکارا در درون متن چنین ادعایی نمیکند، ولی با ارجاع به نشانگان متنی میتوان به شکلهایی از تکاپوی غیرمستقیم وی دست یافت که سعی میکند روایت خود را درست، دقیق و خالی از موضعگیری بنمایاند تا ضمن جلب اعتماد مخاطب، واقعیتها را به شکلی ویژه تولید کند یا رواج دهد. این نوشتار انواع گفتمانسازی و مداخلۀ آگاهانه یا ناآگاهانۀ مولف-راوی سلجوقنامه را در برساختن واقعیت یا واقعیتهای تاریخی آل سلجوق، با استناد به تمایز نهفته در دو اصطلاح روایتشناختی «داستان» و «گفتمان» و نیز با تکیه بر انواع گفتمان در صورتبندی ژپ لینت ولت طبقهبندی و تحلیل کردهاست. نتیجه نشان میدهد که مؤلفـ راوی دانسته یا نادانسته در قالب انواع گفتمان وجهی، توضیحی، انتزاعی، عاطفی و ارزیابیکننده با فروعات آنها، سطوحی از واقعیت را به نفع یا علیه کسانی سوق داده یا تثبیت کردهاست که پیامد آن، مشروعیتبخشی به برخی رخدادها و اشخاص یا مشروعیتزدایی از آنهاست. | ||
| کلیدواژهها | ||
| روایت تاریخی؛ سلجوقیان؛ سلجوقنامه؛ واقعیت؛ عینیتگرایی؛ داستان؛ گفتمان | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 989 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 617 |
||