مادر و شهرهای رشد یابنده : استعاره ای مدرن در سروده های امیل وِرهارن | ||
| پژوهش ادبیات معاصر جهان | ||
| مقاله 7، دوره 24، شماره 2، بهمن 1398، صفحه 455-470 اصل مقاله (246.58 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jor.2019.262937.1799 | ||
| نویسنده | ||
| ماندانا صدرزاده* | ||
| دانشیار گروه زبان وادبیات فرانسه دانشکده زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف از نوشتار حاضر بازخوانی دشتهای وهمآلود شهرهای رشد یابنده 1895 اثر امیل ورهارن در پرتو نقد روانشناختی است. در این سرودهها تصاویر حوزة ناخوداگاه به شهری جان میدهند کههیولاوار پیش میرود و پیکرش را فربهتر میکند. انگارة شهر به نحو معناداری با استعارة مادر پیوند دارد و وجوه متعدد و متضادی را برمینمایاند: مظهر صلابت در مقام مادر- شهر از یک سو، مظهر درندهخویی و مادر نرینة هولناک از دیگر سو، نیز تجلیبخش زندگی ابدی و بازتابدهندة تصویر مرگ توأمان. به نظر میرسد که تنها راه خودیابی انسان روان رنجه در شهر، نماد مادر بدنهاد و خیزانندة امیال سیریناپذیر، این باشد که میل به بودن را از نو بیاموزد. پرسش جهانی سرانجام رهیدهاز سلطة شهرها؟ در مؤخرة سرودهها مبین آرزوی ناخودآگاه رهایی از سلطة ایزدبانوی مادر است، آرزویی که در برابر قدرت خیره کنندة او چندان سر برنمیآورد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| واژه های کلیدی : استعاره؛ مادر؛ زنانگی؛ میل؛ نقد روانشاختی؛ امیل وِرهارن | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 799 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 906 |
||