دوگانهانگاری از نظر دکارت و مولوی | ||
| ادب فارسی | ||
| مقاله 11، دوره 9، شماره 2 - شماره پیاپی 24، اسفند 1398، صفحه 199-218 اصل مقاله (702.65 K) | ||
| نوع مقاله: علمی- پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpl.2019.276280.1373 | ||
| نویسندگان | ||
| علی مرتضی زندی* 1؛ ابراهیم رحیمی زنگنه2؛ خلیل بیگزاده3 | ||
| 1دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه رازی | ||
| 2استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه رازی | ||
| 3دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه رازی | ||
| چکیده | ||
| این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی دوگانهانگاری (دوآلیست) را از دیدگاه دکارت و مولوی با تمرکز بردوگانۀ نفس و بدن، از منظر هستیشناسی و معرفتشناسی و تعامل آن دو بررسی و مقایسه میکند. دکارت در هستی به دو جوهرِ نفس (جوهر اندیشنده) و بدن (جوهر ممتد یا مادّی) و در رأس آنها به خداوند معتقد است و آنها را متمایز و جدا از یکدیگر میداند. به اعتقاد او دو جوهر نفس و بدن، نهتنها بهلحاظ مفهوم و در عالم ذهن (معرفتشناسی) از هم متمایزند، بلکه در عالم خارج هم (هستیشناسی) متمایزند. همچنین روش نظریّهپردازی آنها با هم مقایسه میشود. هدف از این پژوهش، این است که بتوانیم این فرضیه را موجّه کنیم که مولوی در معرفتشناسی، دوآلیست و در هستیشناسی، وحدتگراست؛ ولی دکارت در معرفتشناسی و هستیشناسی، دوآلیست است. همچنین دکارت باتوجّهبه روش مختارش در نظریّهپردازی که فیلسوفانه است و باید انسجام درونی، وضوح و تمایز داشته باشد، نتوانست تبیین قانعکنندهای از تعامل نفس و بدن و اتّحاد جوهری آنها که از مشکلات تاریخی نظریّۀ دوگانهانگاری است، ارائه دهد. ولی درنهایت، فکرنکردن در این باره را بهتر از فکرکردن دانست؛ امّا مولوی باتوجّهبه روش مختارش که مؤمنانه، دیندارانه و بیان تجربیّات درونی و عرفانی خود است و هدفش رسیدن به حیرت است نه وضوح، هیچ مشکلی در تبیین دیدگاههایش پیش نمیآید. مولانا و دکارت بر شهود عقلانی تکیه دارند و ادراک حسّی را قابلاعتماد نمیدانند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| هستیشناسی؛ معرفتشناسی؛ نفس؛ بدن؛ دکارت؛ مولوی؛ دوگانهانگاری | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,237 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 960 |
||