خوانش شلینگ از مسئلۀ همهخداانگاری بر مبنای اصل «اینهمانی» | ||
| فلسفه | ||
| دوره 20، شماره 2 - شماره پیاپی 39، بهمن 1401، صفحه 193-211 اصل مقاله (667.62 K) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2022.335198.1006673 | ||
| نویسندگان | ||
| احمد عبادی* 1؛ الهام السادات کریمی دورکی2 | ||
| 1دانشیار گروه فلسفه و کلام، دانشکده الهیات، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران. | ||
| 2دانشآموختۀ دکتری فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران. | ||
| چکیده | ||
| پژوهشهای فلسفی در باب ذاتِ آزادی انسان[1] (1809)، که به رسالۀ آزادی[2] نامبردار است، تلاش شلینگ برای بنیانگذاریِ نظام آزادی است. دغدغۀ اصلی شلینگ در این رساله رفع تقابلِ آزادی و ضرورت است، تقابلی که به نظر او مدار و محور فلسفه است. اصلی که در جستجوی بنیادی برای شکلگیریِ نظام و راهحلی برای سازگاری نظام و آزادی به آن تمسک میجوید «اینهمانی» بهمعنای صحیح آن است که در همهخداانگاری بهمثابۀ تنها نظام ممکنِ عقل ممکن میگردد. او با طرح و رد تعابیر ممکن و البته جبرگرایانه از همهخداانگاری بهویژه در نظام اسپینوزا و لایبنیتس، نهتنها به تصحیح آنها میپردازد، بلکه نشان میدهد که منجرشدنِ نظام همهخداانگاری به جبرگرایی نتیجۀ فهم نادرستِ هستیشناختی و سوءفهمهای حاصل از آن است. به دیگر سخن، زمینۀ نادرستی که ریشۀ چنین سوءفهمهایی شده، سوءتفسیر در معنای واقعیِ «است» و نقش رابط در گزاره است. در این پژوهش نشان داده میشود که بنابر نظر شلینگ چگونه سوءتفسیر از این اصل، امکان ناسازگاری نظام و آزادی را در تعریفهای مختلف از همهخداانگاری فراهم میآورد و تفسیر شلینگ از ضرورت توجه به «است» چگونه راه به پرسش هستیشناختی از معنا و حقیقتِ هستی در اندیشۀ ایدئالیسم آلمانی میبَرَد. خوانش انتقادیِ تلاش شلینگ برای رفع سوءتفسیرهای ممکن از اینهمانی، با اولویت مسائل هستیشناختی در موضوعات الهیاتی همچون همهخداانگاری و تبیین اصل اساسیِ واحدی برای برپایی یک نظام بهمثابۀ ساختار نظاممندِ هستی معنا مییابد. [1]. The Philosophical investigations in to the Essence of Human freedom [2] . Treatise on Freedom | ||
| کلیدواژهها | ||
| شلینگ؛ نظام؛ همهخداانگاری؛ اینهمانی؛ سوءتفسیر | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 833 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 667 |
||