خوانشی تطبیقی از برساخت هویت در نمایشنامههای دو نسل از نمایشنامهنویسان ایرانی و غیرایرانی (اکبر رادی و آگوست ویلسون، محمد چرمشیر و شیلا استفنسن) | ||
| نشریه هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی | ||
| مقاله 3، دوره 27، شماره 4، پاییز 1401، صفحه 25-34 اصل مقاله (533.37 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jfadram.2022.346699.615689 | ||
| نویسندگان | ||
| مهدی خاکی* 1؛ خسرو سینا2 | ||
| 1کارشناس ارشد ادبیات نمایشی، گروه نمایش، دانشکده هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. | ||
| 2استادیار گروه هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران. | ||
| چکیده | ||
| جهان معاصر را عصر هویتهای متکثر مینامند. کنکاش در مقوله «هویت» بهعنوان یکی از مفاهیم مهم در حوزهی مطالعات فرهنگی و اجتماعی، سالهاست وارد ادبیات پژوهشی ملتها شده است. ایران بهعنوان یکی از دیرندهترین هویتهای ملی همواره در مرکز توجه محققان قرار داشته است؛ اما در بحث مطالعات تطبیقی حوزه هویت، بهویژه در مطالعات هنر و مشخصاً در حوزه ادبیات نمایشی، کمبود این دست از پژوهشها احساس میشود. این مطالعه، پژوهشی کیفی با تمرکز بر مقوله هویت در ادبیات نمایشی است. در یک خوانش تطبیقی بین دو نسل از نمایشنامهنویسان ایرانی و غیرایرانی (اکبر رادی و آگوست ویلسون، محمد چرمشیر و شیلا استفنسن) آثاری متناسب با موضوع بررسی و انتخاب شد. در قالب نظریه زمینهای، مفاهیم مشترک هویتی آنان با روش کدگذاریهای محوری و انتخابی تعیین گردید. مجدد این سرنمونها با گواهمندی به نظریات استوارت هال درزمینهی بازنمایی هویت، بازخوانی شدند. از این مطالعه میتوان نتیجه گرفت: نمایشنامهنویسان موردبحث، در برساخت هویت نمایشنامههای خود از مؤلفههای مشترک زبانی، حافظه جمعی، مکان، سبک زندگی، فرهنگ و تقابل آن بافرهنگ دیگری و سیاسیکردن بدن استفاده کردهاند و در این میان تنها اختلاف معنیدار بین مؤلفهها در اندک شاخصههایی در سبک زندگی و جغرافیای نمایشنامهها است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| هویت؛ مطالعات تطبیقی؛ ادبیات نمایشی؛ برساخت هویت؛ سبک زندگی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,547 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,624 |
||