جهتگیریها و فعالیتهای روسیه، ایران و عربستان در جنگ یمن | ||
| مطالعات اوراسیای مرکزی | ||
| دوره 16، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 101-123 اصل مقاله (645.22 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jcep.2023.364944.450166 | ||
| نویسندگان | ||
| محمد جعفر جوادی ارجمند* 1؛ مریم بردبار مژدهی2 | ||
| 1دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| کشورهای قدرتمند، همواره خود را سزاوار مداخله در بحرانها میدانند تا از تهدید منافع خود جلوگیری کنند و منافع بیشتری را به دست آورند. منطقۀ غرب آسیا در معادلههای قدرتهایی چون روسیه، عربستان و ایران جایگاه مهمی دارد و ارتباط میان غرب آسیا و این بازیگران، پیشینۀ دیرینهای از کنشها و واکنشهای متقابل را شامل میشود. امروزه یمن از کانونهای بحرانی فعال در غرب آسیا به شمار میرود و کنشگران متعددی در سطحهای داخلی، منطقهای و فرامنطقهای برای به دست آوردن نتایج مطلوب، اقدام به نقش آفرینی در تحولهای آن کردهاند. در این نوشتار میخواهیم با استفاده از رویکردی توصیفی- تحلیلی، بر پایۀ روش کیفی مقایسهای و به کارگیری منابع کتابخانهای، تشابهها و تفاوتهای سیاست خارجی تهدید محور روسیه، ایران و عربستان در برابر بحران یمن را بررسی کنیم. فرضیۀ مورد بحث این است که هر سه کشور، با نگرشی تهدیدمحور، در پی افزایش نفوذ منطقهای، کاهش تهدید و موازنه سازی هستند. اما این هدفهای مشترک، به استفاده از سیاستهایی متفاوت انجامیده است؛ در حالی که ایران، به اتحاد با انصارالله و حمایت از حوثیها و در برابر، عربستان به مقابله با این جنبش برای بی اثر کردن نفوذ ایران و حفظ هژمونی خویش با جلوگیری از تسری موج انقلابها به مرزهای خود اقدام کردند، روسیه میانجیگری و تلاش در بیطرفی و حفظ روابط مثبت با دوطرف درگیر، با هدف کنترل تنگۀ بابالمندب و دریای سرخ را برگزید تا با حضور در جنوب یمن و درگیر نشدن در رقابت ایران و عربستان، منافع اقتصادی و اهداف اوراسیاگرایی خویش را تأمین کند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| موازنۀ تهدید؛ سیاست خارجی تهدیدمحور؛ ایران؛ روسیه؛ عربستان؛ یمن | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,017 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 719 |
||