موقعیتهای ایزوتوپیک سرمایهداری: امکان انقلاب در فلسفۀ شیزوفرنیک دلوز-گتاری | ||
| فلسفه | ||
| دوره 21، شماره 2 - شماره پیاپی 41، اسفند 1402، صفحه 237-260 اصل مقاله (522.49 K) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2022.338149.1006693 | ||
| نویسندگان | ||
| مهدی مومنی نیا* 1؛ اصغر واعظی2 | ||
| 1کارشناس ارشد گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. | ||
| 2استادیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| در فلسفۀ شیزوفرنیک یا اُنتو-اِتیکو-اِستتیکِ دلوز-گتاری، هستی ارتباطی وثیق با زیباشناسی و اخلاق دارد؛ و این یعنی برقراری پیوندی انقلابی و بدیع میان حوزههایی که پیشتر منفک از یکدیگر دیده میشدند. چنین نگرشی به هستی، مستلزم بازنگری در حوزههای پیشاپیش موجود است؛ این نگرش همچنین مستلزم نقد هر نهاد آموزشی، اجتماعی و درمانیای است که در روندِ آفرینشگرِ ماشینهای میلگر و امیال شیزوفرنیک و انقلابی مانع ایجاد میکند و سعی در سرکوب آن و القای الگویی غیر درون ماندگار دارد. از آنجاکه ماشینِ سرمایهداری و تمام مجموعهها و آپاراتوسهای تابع آن امیال شیزوفرنیک ماشینهای میلگر را محدود میسازد، لذا بیش از هر نهاد دیگری نیازمند نقد است؛ این در حالی است که نقد و تحلیلِ نهادهای سرکوبگر و سرمایه محور بسیار دشوار خواهد بود، زیرا این نهادها تمایلی وصفناشدنی در جهت آکسیوماتیک کردن هر امری -حتی انقلاب و هر آنچه مرتبط با فلسفههای شیزوفرنیک است- دارند. در این پژوهش میکوشیم ضمن طرح مسیر انقلابیِ فلسفۀ ژیل دلوز و فلیکس گتاری و نقدهای آن بر نظامهای سرکوبگر و آپاراتوسهای ذیل آن، نقش مفاهیم بنیادینی چون بسگانگی و سوبژکتیویته را تحلیل کنیم و تقابل حاصلشده میان فلسفۀ انقلابی و نهادهای سرکوبگر را در بحث از امکان انقلاب و خروج از موقعیّتهای ایزوتوپیک سرمایهداری بررسی و ارزیابی نماییم | ||
| کلیدواژهها | ||
| دلوز؛ گتاری؛ موقعیتهای ایزوتوپیک؛ میل؛ انقلاب | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 899 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 623 |
||