دانش بومی و توسعه روستایی: ریشهها وچالشها | ||
| پژوهش های روستائی | ||
| دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 226-239 اصل مقاله (3.24 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jrur.2024.367417.1879 | ||
| نویسنده | ||
| علی شکوری* | ||
| دانشیار، گروه برنامهریزی اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| در دهههای اخیر همزمان با تحول پارادایمی در ادبیات توسعه با جهتگیری معرفتی درونگرایانه، دانش بومی بهعنوان یکی از گزینههای مؤثر برای توسعه روستایی از سوی نظریهپردازان مطرح شده است. این مقاله به ارزیابی ظرفیت جایگزینی این رویکرد میپردازد و با بررسی ریشههای پیدایش این رویکرد بر این باور است تأکید صرف بر آن نوعی افراطگرایی شبه معرفتی بوده و محل مجادله و مناقشه است. در این راستا، به دو عامل عمده اشاره میکند: تجربه نهچندان موفق برنامههای توسعه با ماهیت تکنوکراتیک آمرانه؛ و ظهور گفتمانهای انتقادی مانند پسانوگرایی و پسااستعمارگرایی. مقاله استدلال میکند که این باور نوعی موضعگیریهای رادیکالی (له و علیه) را نسبت به دو معرفت (بومی و علمی) سبب شده که ریشه در دوگانهگرایی تقابلی دکارتی دارد که در عمل به تقابلهای قطبی مبالغهگرایانه و تجریدگرایی از واقعیتها انجامیده است. مقاله نتیجه میگیرد که علیرغم مزیتهای مطرحشده برای دانش بومی، این دانش مستعد چالشهای مختلفی مانند رمانتیزه شدن، بیتوجهی به تمایزپذیری و مناسبات قدرت، تمرکز بر تجارب و مهارتها، خاصگرایی و وابستگی به جغرافیاها و متنها ، خصلت ایستایی و غیره است. باتوجهبه قدرت هژمونی بالای علم جدید/رسمی، برای ایجاد توازن شناختی، مقاله اقدامات عملی مشتمل بر ترویج آگاهی از دانش بومی بهعنوان شکلی از آموزش استعمارزدایی تا توسعه کنشهای جمعی پایدار سیاسی را برای مقابله با فرایند قدرت و سلطه توصیه میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| علم؛ دانش بومی؛ نوگرایی؛ پسانوگرایی؛ پسااستعمارگرایی؛ توسعه روستایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,141 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 735 |
||