واکنشهای نامتقارن مؤلفه جهش حقالزحمه غیرعادی حسابرسی به تغییرات وضعیت اعتباری | ||
| بررسیهای حسابداری و حسابرسی | ||
| دوره 31، شماره 3، 1403، صفحه 492-518 اصل مقاله (493.14 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/acctgrev.2024.378182.1008974 | ||
| نویسندگان | ||
| محسن رشیدی* 1؛ مائده صومی2؛ میلاد کزازی گودرزی3 | ||
| 1دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران. | ||
| 2دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران. | ||
| 3کارشناس ارشد، گروه حسابداری، واحد خرمآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، لرستان، ایران. | ||
| چکیده | ||
| هدف: ادبیات زیادی در خصوص حقالزحمههای غیرعادی حسابرسی وجود دارد؛ اما هنوز عوامل تعیینکنندۀ آن در ادبیات حسابداری و حسابرسی معاصر، کمابیش ناشناخته باقی مانده است. حقالزحمۀ حسابرسی توجه زیادی از تدوینکنندگان استاندارد، سرمایهگذاران و محققان را بهسمت خود جلب کرده است. با توجه به نتایج پژوهشهای اخیر، این دیدگاه بهوجود آمده است که امروزه، نقش حقالزحمۀ حسابرسی غیرعادی در کیفیت گزارشهای حسابرسی چالشبرانگیز شده است و وضعیت اعتباری بهطور چشمگیری بر حقالزحمههای حسابرسی غیرعادی تأثیرگذار است. هدف از این پژوهش، بررسی واکنشهای نامتقارن مؤلفۀ جهش حقالزحمۀ حسابرسی غیرعادی، به تغییرات وضعیت اعتباری است. روش: بر اساس چگونگی گردآوری دادهها، پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای توصیفی است. پژوهشهای توصیفی برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا بهمنظور یاری رساندن به فرایند تصمیمگیری اجرا میشوند. با توجه بهدستهبندیهای مختلف پژوهشهای توصیفی، پژوهش حاضر از نوع همبستگی است و در دورۀ زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۱ اجرا شده است. دادههای ۱۲۰ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمعآوری و برای آزمون فرضیههای پژوهش استفاده شده است. در نهایت، بهمنظور بررسی و تحلیل فرضیههای مطرح شده مطابق با مبانی نظری، از رویکرد رگرسیون استفاده شده است. یافتهها: تجزیهوتحلیل نتایج آماری این پژوهش نشان میدهد که آزمون فرضیۀ اول پژوهش مبنی بر تأثیر مثبت و معنادار کاهش وضعیت اعتباری بر حقالزحمههای غیرعادی حسابرسی رد نشده است. فرضیۀ دوم این گونه مطرح شد که کاهش (افزایش) وضعیت اعتباری تأثیر مثبت (منفی) و معناداری بر بخش تغییرپذیر (کوتاهمدت) حقالزحمۀ غیرعادی حسابرسی دارد که بر اساس نتایج، این فرضیه رد نشده است. فرضیۀ سوم پژوهش مبنی بر تأثیر معنادار ریسک ورشکستگی بر ارتباط بین کاهش (افزایش) وضعیت اعتباری و بخش تغییرپذیر (کوتاه مدت) حقالزحمه غیرعادی حسابرسی، رد نشده است. در نهایت، بر اساس نتایج، ریسک تحریف با اهمیت تأثیر معناداری بر ارتباط بین کاهش (افزایش) وضعیت اعتباری و بخش تغییرپذیر (کوتاه مدت) حقالزحمه غیرعادی حسابرسی دارد. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش میتوان بیان کرد که با افزایش دستکاری سود توسط صاحبکاران، وضعیت اعتباری شرکتها کاهش یافته است و حسابرسان برای صاحبکارانی که تحریف، احتمال تقلب بالا و کیفیت سود پایینی دارند، تلاش بیشتری انجام میدهند و در نتیجه، حقالزحمههای بیشتری دریافت میکنند. در همین راستا، کاهش وضعیت اعتباری میتواند نشاندهندۀ مشکلات، محدودیت مالی و ریسک ورشکستگی در آینده باشد. در نهایت، کیفیت سود بالاتر، باعث جلب نظر سرمایهگذاران بهمنظور تأمین مالی بیشتر خواهد شد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| جهش حقالزحمه غیرعادی حسابرسی؛ وضعیت اعتباری؛ تحریف صورتهای مالی؛ محدودیت مالی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,080 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 799 |
||