افتوخیز حق تعیین سرنوشت در پرتو منافع قدرتهای بزرگ | ||
| فصلنامه مطالعات حقوق عمومی دانشگاه تهران | ||
| دوره 54، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 2801-2826 اصل مقاله (767.98 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jplsq.2023.345960.3139 | ||
| نویسندگان | ||
| غلامرضا صادق پور آجی بیشه1؛ فاطمه کیهان لو* 2؛ زینب عصمتی3 | ||
| 1دانشجوی دکتری، گروه حقوق بینالملل عمومی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران | ||
| 2استادیار، گروه حقوق بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران | ||
| 3استادیار، گروه حقوق عمومی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران | ||
| چکیده | ||
| بر خلاف جدایی در حوزة استعماری که امری مشروع در حقوق بینالملل معاصر محسوب میشود، جدایی در حوزة غیراستعماری امری بحثبرانگیز و اختلافی میان دولتها و حقوقدانان بینالمللی است و فقط در این مورد توافقی نسبی وجود دارد که در صورت نقضهای شدید حقوق بشری، امکان برخورداری مردم ساکن در قسمتی از سرزمین یک کشور از «حق جدایی چارهساز» میسر میشود و در این مورد حقوق بینالملل از تمامیت ارضی کشورها حمایت نمیکند. با این حال، در اعمال و کاربرد این اصل توسط جنبشهای مردمی مدعی آن، دولتهای بزرگ همواره نقش کلیدی داشتهاند. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، بهدنبال بررسی وضعیت حقوقی و امکانسنجی توسل به «حق تعیین سرنوشت» در چارچوب حقوق بینالملل معاصر از یک سو و بررسی اعمال آن در پرتو منافع قدرتهای بزرگ از سوی دیگر است. یافتهها نشان میدهد که باید در کاربرد و اعمال حق تعیین سرنوشت، اوضاع و احوال مربوط به هر قضیه را مورد توجه قرار داد تا بتوان دریافت که پروندة قضیة موردنظر، نامزد مناسبی برای کسب استقلال غیراستعماری مردم آن منطقه با توجه به تحمل میزان و شدت نقضهای حق بشری است و امکان برخورداری از حق تعیین سرنوشت در چارچوب «جدایی چارهساز» با توجه به مقررات بینالملل را دارد یا خیر؟ | ||
| کلیدواژهها | ||
| اصل تمامیت ارضی کشورها؛ حقوق بینالملل معاصر؛ حق تعیین سرنوشت؛ حقوق بشر؛ منافع قدرتهای بزرگ. | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 438 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 420 |
||