بررسی تطبیقی مبانی حق تعیین سرنوشت از منظر کانت و امام خمینی | ||
| نظریههای اجتماعی متفکران مسلمان | ||
| دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 81-100 اصل مقاله (983.42 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jstmt.2024.378862.1721 | ||
| نویسندگان | ||
| روح الله موذنی1؛ ام لیلا فقیه عبدالهی* 2؛ اسماعیل سعادتی خمسه3 | ||
| 1دانشیار حقوق عمومی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران. | ||
| 2دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران. | ||
| 3دانشیار فلسفه، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران. | ||
| چکیده | ||
| حق تعیین سرنوشت، ادعای سیاسی- اخلاقی یک ملت برای حکومت بر خود و پیگیری توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. این حق به مثابه یک حق بنیادین بشری که ریشه در کرامتبخشی به شأن و طبیعت انسانی دارد، یک مفهوم تکامل یافته، ذو ابعاد و کلنگر است اما در عین حال تحلیلهای حقوقی و فلسفی را ترغیب میکند تا به ماهیت پیچیده و متناقض آن ورود کنند. در این پژوهش، مسئله مبانی حق تعیین سرنوشت از منظر ایمانوئل کانت و امام خمینی بررسی شده است و تلاش شده است با جمعآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای، با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با بهرهگیری از روش تطبیقی به بررسی مبانی فلسفی حق تعیین سرنوشت از منظر این دو اندیشمند از دو خاستگاه متفاوت، پرداخته شود. سؤال اصلی پژوهش این است که چه نسبتی میان اندیشه فلسفی- سیاسی کانت و امام خمینی حول محور حق تعیین سرنوشت وجود دارد؟ یافتههای مطالعه حاکی از آن است که کانت در طرح خود از حق تعیین سرنوشت، بهعنوان سنگ بنای اندیشه سیاسیاش، عمل و ابهام حاکمیت را در نظامهای حقوقی برجسته میکند. مفاهیم پایهای در فلسفه کانت معطوف به اراده مطلق، آزادی فردی در چهارچوب وظیفهگرایی اخلاقی و اصول حقوقی است اما چهارچوب نظری حاکم بر سنت فکری امام خمینی مبتنی بر رویکردی الهیاتی است و با استعانت از فقه اسلامی قائل به این حق اساسی است. به لحاظ مبناشناسی در فلسفه امام خمینی، اراده آزاد انسان در طول اراده الهی و بُعد الهی تکلیفگرایی از جایگاه ویژهای در حق تعیین سرنوشت برخوردار است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| امام خمینی؛ حاکمیت؛ حق تعیین سرنوشت؛ حقوق بشر؛ کانت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 818 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 379 |
||