شکست و موفقیت دولتهای تجدیدنظرطلب: مطالعه مقایسهای روسیه (1853) و پروس (1862) | ||
| فصلنامه سیاست | ||
| مقاله 8، دوره 54، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 758-735 اصل مقاله (645.41 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpq.2024.380869.1008201 | ||
| نویسندگان | ||
| حمیرا مشیرزاده* 1؛ عباس عطایی خواه2 | ||
| 1استاد گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2دانشآموخته کارشناسی ارشد، روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| یکی از موضوعات مورد توجه در رویکرد واقعگرایی به روابط بینالملل ظهور قدرتهای تجدیدنظرطلب است، زیرا صورتبندیهای متفاوت از نظم بینالمللی در طول تاریخ در مواردی حاصل کشاکش قدرتهای تجدیدنظرطلب و حافظ وضع موجود بوده است. از آنجا که کانون توجه واقعگرایان نظم و ثبات بینالمللی است، نگاه آنها به قدرتهای تجدیدنظرطلب نیز بهطور معمول منفی است و فرجام این دولتها را نیز شکست در برابر قدرتهای حافظ وضع موجود میدانند. حال آنکه در طول تاریخ قدرتهای تجدیدنظرطلبی بودهاند که هم اهداف و خواستههای خود را محقق کردند و هم سبب واژگونی نظم بینالمللی بهعنوان مجموعه قواعد و ترتیبات هدایتگر تعاملات دولتها نشدهاند. تبیین موفقیت برخی از دولتهای تجدیدنظرطلب در رسیدن به اهداف و خواستههای خود، خلأیی نظری در واقعگرایی است که این پژوهش میکوشد بر اساس یافتههای یک مطالعه تاریخی مقایسهای گامی در جهت پر کردن آن بردارد، زیرا مطالعهای تاریخی که تفاوتهای میان قدرتهای تجدیدنظرطلب موفق و ناموفق را نشان دهد، میتواند ما را در رسیدن به تبیینی از شکست و موفقیت این دولتها یاری کند. بر همین اساس، در این تحقیق با اتکا بر چارچوب نظریه واقعگرایی نوکلاسیک، انتخاب دو مورد ناموفق (روسیه) و موفق (پروس) در نیمه دوم سده نوزدهم و با استفاده از روش مقایسهای نشان داده میشود که چگونه زمینهها و متغیرهای بینالمللی و داخلی دولتهای تجدیدنظرطلب میتواند به تفاوت در نتایج حاصل از تلاشهای آنها منجر شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تجدیدنظرطلبی؛ واقعگرایی نوکلاسیک؛ سیاستخارجی؛ وحدت آلمان؛ جنگ کریمه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 621 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 611 |
||