بررسی تاثیر منطقهای تصمیمگیری علّی و اثرسازی بر عملکرد توسعه محصول جدید | ||
| فصلنامه علمی پژوهشی توسعه کارآفرینی | ||
| دوره 19، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 54-82 اصل مقاله (789.75 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی - کمی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jed.2026.409774.654640 | ||
| نویسندگان | ||
| نیلوفر سلاجقه* 1؛ محسن مطیعی2؛ حمیدرضا رحمانی2 | ||
| 1دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران | ||
| 2گروه مدیریت تکنولوژی و کارآفرینی. دانشکده مدیریت و حسابداری. دانشگاه علامه طباطبائی. تهران. ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف: با نگاهی به نرخ بالای شکست پروژههای توسعه محصول جدید و افزایش عدم اطمینان در محیطهای کسبوکار، این پژوهش با هدف بررسی نقش منطقهای تصمیمگیری علّی و اثرسازی در موفقیت پروژههای توسعه محصول جدید انجام شده است. بهطور خاص، مطالعه حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا یک رویکرد تصمیمگیری واحد برای همه پروژههای توسعه محصول جدید مناسب است یا اینکه با توجه به سطوح متفاوت نوآوری و عدم اطمینان، کاربست منطقهای علّی و اثرسازی در موقعیتهای مختلف، نتایج متفاوتی بر عملکرد توسعه محصول جدید برجای میگذارد. روش: این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد کمی و روش پیمایش به مطالعه تاثیر منطق علی و اثرسازی بر خروجی توسعه محصول جدید با توجه به سطح نوآوری پروژهها در بنگاههای کوچک و متوسط صنعت مواد غذایی تهران پرداختهاست. دادهها با استفاده از پرسشنامه آنلاین از ۱۵۸ مدیر ارشد تیمهای توسعه محصول گردآوری گردید و سپس با روش معادلات ساختاری با کمک نرمافزار smart-PLS تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که منطقهای علّی و اثرسازی بهصورت جایگزین مطلق عمل نمیکنند، بلکه اثر آنها بر موفقیت توسعه محصول جدید وابسته به شرایط پروژه است. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که منطق اثرسازی بر عملکرد توسعه محصول جدید در پروژههای با نوآوری بالا تاثیر مثبتی دارد. در حالی که منطق علی بر عملکرد توسعه محصول جدید در پروژههای با نوآوری پایین تاثیر مثبتی دارد. هرچند همه ابعاد منطق اثرسازی و علی بر خروجی توسعه محصول جدید تاثیر مثبت ندارند. در پروژههای با نوآوری بالا، ابعاد «زیان قابل تحمل» و «پذیرش رویدادهای غیرمنتظره» به بهبود کارآیی فرآیند توسعه محصول جدید کمک میکنند، در حالی که «مشارکت» و «پذیرش رویدادهای غیرمنتظره» اثر مثبتی بر خروجی توسعه محصول جدید دارند. در مقابل، «ابزارگرایی» اثر معناداری بر هیچیک از ابعاد عملکرد نشان نداد. در پروژههای با نوآوری پایین نیز، «تجزیهوتحلیل رقابتی» تنها بر خروجی توسعه محصول جدید اثر مثبت و معنادار داشت و «غلبه بر رویدادهای غیرمنتظره» هر دو بعد کارآیی فرآیند و خروجی را بهبود بخشید؛ اما «هدفگرایی» و «بازده مورد انتظار» تأثیر معناداری بر عملکرد توسعه محصول جدید نداشتند.این نتایج این واقعیت را تایید میکند که هم منطق علی و هم منطق اثرسازی با توجه به شرایط میتوانند موثر باشند و درجات نوآوری متفاوت مستلزم رویکردهای گوناگون به توسعه محصول جدید است که با ادبیات موجود همراستاست. نتیجه: پژوهش حاضر با گسترش کاربرد تئوری اثرسازی از ادبیات کارآفرینی به حوزه توسعه محصول جدید در سازمانهای مستقر، نشان میدهد که هیچ "بهترین روش" واحدی برای مدیریت همه پروژههای توسعه محصول جدید وجود ندارد. انتخاب آگاهانه و متناسب منطق تصمیمگیری، با توجه به سطح نوآوری و عدم اطمینان، میتواند شانس موفقیت این پروژهها را بهطور معناداری افزایش دهد. از آنجا که توسعه محصول جدید مانند یک فرآیند کارآفرینانه عمل میکند بهرهگیری از تئوری اثرسازی از حوزه کارآفرینی و کاربست آن در ادبیات فرآیندهای سازمانی مانند توسعه محصول جدید، میتواند دریچههای تازهای برای درک بهتر این فرآیندها و عوامل مرتبط با موفقیت آن، بهویژه در شرایط عدم اطمینان، بگشاید. این پژوهش با ارائهی درکی عمیقتر از نقش منطقهای تصمیمگیری در موفقیت پروژههای توسعهی محصول جدید، به مدیران و تصمیمگیرندگان کمک میکند تا رویکردهای مناسب را با توجه به سطح نوآوری و عدم اطمینان پروژهها انتخاب کنند و شانس موفقیت این پروژهها را افزایش دهند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| منطق علی؛ منطق اثرسازی؛ توسعه محصول جدید | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 255 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 76 |
||