مدل جامع خدمات تأمین اجتماعی هوشمند در ایران: درسآموختههایی از الگوبرداری نظاممند تجارب استونی، فنلاند، سنگاپور و ترکیه | ||
| مدیریت دولتی | ||
| دوره 18، شماره 3، 1405، صفحه 753-774 اصل مقاله (750.49 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jipa.2026.409434.3856 | ||
| نویسندگان | ||
| زهره محمدزاده* 1؛ محمد قاسمی2؛ نورمحمد یعقوبی3؛ یوسف رمضانی4 | ||
| 1دانشجوی دکتری، گروه مدیریت، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران. | ||
| 2دانشیار، گروه مدیریت، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران. | ||
| 3استاد، گروه مدیریت، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران. | ||
| 4دانشیار، گروه مدیریت، مجتمع آموزش عالی گناباد. گناباد، ایران. | ||
| چکیده | ||
| هدف: تحول دیجیتال در نظامهای تأمین اجتماعی به یکی از ارکان اصلی دولتهای نوین تبدیل شده است. نظام تأمین اجتماعی ایران با چالشهایی چون بوروکراسی سنگین، جزیرهای بودن دادهها، ضعف در حکمرانی دادهمحور و ناهماهنگی نهادی مواجه است. هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل جامع و بومی خدمات تأمین اجتماعی هوشمند برای ایران با بهرهگیری از تجارب موفق بینالمللی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد الگوبرداری نظاممند بر اساس مدل کمپ، ۱۹۸۹ و مدل فرایندی (APQC) است. برای استخراج ابعاد و مؤلفههای اصلی، از روش فراترکیب استفاده شد. پس از جستوجوی نظاممند در پایگاههای معتبر، ۴۲ منبع (۲۸ منبع بینالمللی و ۱۴ منبع داخلی) در بازۀ زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ انتخاب و با استفاده از کدگذاری سه مرحلهای تحلیل شد. کشورهای مرجع برای الگوبرداری بر اساس معیارهای علمی، به ۴ کشور تقلیل یافتند: استونی (الگوی یکپارچگی داده)، فنلاند (الگوی حکمرانی رفاه دیجیتال)، سنگاپور (الگوی تجربه کاربرمحور) و ترکیه (کشور در حال توسعه با شباهت ساختاری به ایران). یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که خدمات تأمین اجتماعی هوشمند در کشورهای موفق، بر سه بُعد بنیادین استوار است: 1. فناوری و دادهمحوری (شامل یکپارچگی دادهها، شناسۀ دیجیتال، معماری داده متمرکز و امنیت اطلاعات)؛ 2. حکمرانی شبکهای و یکپارچگی نهادی (شامل تصمیمگیری مبتنی بر داده، نهاد هماهنگکننده بین سازمانی، پاسخگویی و شفافیت و توانمندسازی کارکنان)؛ 3. عدالت و شمول اجتماعی هوشمند (شامل طراحی خدمات کاربرمحور، خدمات پیشفعال، دسترسپذیری برای همه گروهها و حمایت هدفمند دادهمحور). تحلیل تطبیقی وضعیت ایران نشان داد که این کشور در هر سه بُعد با شکاف معناداری مواجه است، این شکافها عبارتاند از: جزیرهای بودن دادهها، نبود نهاد هماهنگکننده بین سازمانی، ضعف در خطمشیگذاری مبتنی بر شواهد و کمبود مهارتهای دیجیتال در میان کارکنان از مهمترین موانع هوشمندسازی. نتیجهگیری: تحقق تأمین اجتماعی هوشمند در ایران، به سه تحول بنیادین نیازمند است: تحول نهادی (گذار از مدل بوروکراتیک به حکمرانی دادهمحور)، تحول فناورانه (یکپارچهسازی دادهها و بهرهگیری از فناوریهای نو) و تحول فرهنگی ـ انسانی (ارتقای سواد دیجیتال و ایجاد فرهنگ سازمانی نوآور). پیشنهادهای اجرایی پژوهش در سه بازه زمانی کوتاهمدت (تدوین نقشه ملی تحول دیجیتال، ایجاد واحد نوآوری، تصویب سند حکمرانی دادهها)، میانمدت (استقرار پلتفرم یکپارچه خدمات اجتماعی، طراحی نظام شناسه اجتماعی واحد، آموزش کارکنان) و بلندمدت (بهرهگیری از هوش مصنوعی و سامانههای پیشبینیگر، ایجاد شبکه نوآوری باز رفاه دیجیتال) دستهبندی شدهاند. مدل پیشنهادی این پژوهش میتواند چارچوبی عملیاتی برای سیاستگذاران و مدیران نظام تأمین اجتماعی ایران در مسیر گذار به خدمات هوشمند فراهم آورد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| خدمات تأمین اجتماعی هوشمند؛ الگوبرداری؛ حکمرانی دادهمحور؛ عدالت دیجیتال؛ ایران | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 217 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 102 |
||